سلسله مراتب بصری؛سازماندهی محتوا برای پیروی از الگوهای حرکت طبیعی چشم
محتوا در هر طرحبندی صفحه چه دیجیتال و چه سنتی از یک سلسله مراتب خاص پیروی میکند. به طور مثال سرصفحهها بالای متن اصلی ظاهر میشوند یا در صفجات دیجیتال منوها در بالا، پایین، چپ یا راست صفحه نمایش (یا هر ترکیبی از این موارد) قرار میگیرند. طراحان سعی میکنند محتوا را طوری سازماندهی کنند که ابتدا محتوای با بالاترین اولویت (خبر اول) را در هر صفحه مشخص ارائه دهند. سپس، بقیه محتوا را از بالاترین به پایینترین اولویت ارائه میدهند.
«سلسله مراتب» به زبان ساده، روش زیباتری برای بیان سازماندهی از مهمترین به کم اهمیتترین است. ما همچنین از «سلسله مراتب» برای نشان دادن روابط (در صورت وجود روابط) بین بلوکهای محتوا استفاده میکنیم.
اصل سلسله مراتب
چشم انسان اطلاعات را به صورت بصری درک میکند، نه به صورت بلوکهای داده. برخلاف کامپیوترها، ما در گرو تمایلات طبیعی چشمانمان هستیم. مطالب خواندنی که احتمالاً در کودکی با آنها مواجه میشدیم، تصاویر زیاد و حروف چاپی بزرگتری داشتند. چه این مطالب کمیک، کتاب رنگآمیزی یا کتاب داستان باشند، ما میتوانستیم آنچه را که اتفاق میافتاد درک کنیم زیرا تصاویر را درک میکردیم و توالی وقایع را در کنار متن آسان برای خواندن تفسیر میکردیم.
نحوهی درک اطلاعات توسط ما تحت تأثیر عوامل متعددی قرار میگیرد که در نحوهی رتبهبندی سلسله مراتب محتوا در طرحبندی نقش دارند. عواملی که بر سلسله مراتب تأثیر میگذارند عبارتند از:
اندازه : هر چه عنصر بزرگتر باشد، در مقایسه با عناصر کوچکتر، توجه بیشتری را به خود جلب میکند. به تیتر یک روزنامه فکر کنید. روزنامه از آن متن تیتر (با فونت بزرگ) برای نشان دادن آنچه بقیه متن (با فونت کوچکتر) ارائه میدهد، استفاده میکند. یک «خبر فوری» فرضی را در نظر بگیرید با یک تیتر کاملا بزرگ. چشم شما باید مستقیماً به سمت تیتر برود. توجه کنید که چگونه تیتر بر آن غالب است و شما را ترغیب میکند تا بفهمید در مورد چیست؟
رنگ : رنگهای روشن بیشتر از رنگهای تیره توجه را جلب میکنند. احتمالاً همه ما از ماژیک هایلایت برای مشخص کردن نکات برجسته روی یک برگه کپی شده استفاده کردهایم. زرد غنیتر و درخشانتر از سفید است (به این معنا که سفید ملایمتر است)، بنابراین برجستهتر به نظر میرسد.
تضاد : رنگهای با تضاد چشمگیر ، بیشتر از رنگهای با تضاد کم، چشم را جذب میکنند. تضاد به شما کمک میکند تا آنچه را که در طراحی شما مهمتر است، نشان دهید. البته به یاد داشته باشید همه چیز نسبی است.
ترازبندی : ترازبندی میتواند بین عناصر طراحی نظم ایجاد کند. برای مثال، قرار دادن محتوا و سپس یک ستون در نوار کناری، برای خواننده اولویت ایجاد میکند. ما انتظار داریم اطلاعات مهم در گوشه سمت راست بالای صفحه باشد. ما این را در روزنامه و یا مجلات میبینیم. بخشی که نویسنده میخواهد آنچه را که موضوع گفته است برجسته کند. با فونت بزرگتر و فاصله آن با ترازبندی متن دیگر، سلسله مراتبی ایجاد میکند که ابتدا چشم ما را به خود جلب میکند.
تکرار : تکرار سبکها میتواند به بیننده این حس را بدهد که محتوا مرتبط است. با استفاده از متن قرمز، میتوانید به سرعت توجه را از محیط آشنا جلب کنید. به طور مثال در صفحات دیجیتال، هایپرلینکها وجود دارند. وقتی از صفحهای بازدید میکنید که تعداد زیادی کلمه آبی زیر آن خط کشیده شده است، فوراً میدانید که میتوانید روی بسیاری از صفحات دیگر کلیک کنید.
نزدیکی : میزان نزدیکی عناصر طراحی به یکدیگر، به مخاطبان ما میگوید که چقدر احتمال دارد که آنها به هم مرتبط باشند. به طور مثال سر تیتر یا روتیتر را از تیتر اصلی جدا نمی کنیم. این نزدیکی نشان میدهد که موارد لیست از هم جدا نیستند و آنها به محتوایی که در ادامه میآید مرتبط هستند.
فضای سفید : میتوانید از فضای اطراف محتوا برای جلب توجه به بخشهای خاصی از محتوا استفاده کنید. تصور کنید که بدون آن چقدر کار خواهید داشت! این فضا هضم اطلاعات را برای چشم آسانتر میکند و به چشم اجازه میدهد تا روی هر بخش از اطلاعات تمرکز کند.
بافت و سبک : استفاده از بافتها و سبکها میتواند به اولویتبندی محتوا نیز کمک کند. مانند فونتها، آنها میتوانند لحن طراحی را تعیین کنند.
پس آن چه که می توان در انتها گفت این است که سازماندهی محتوا برای پیروی از الگوهای حرکت طبیعی چشم نیاز به سلسه مراتب گرافیکی دارد که یک طراح رسانه چه سنتی و چه دیجیتال باید به آن توجه داشته باشد.

